ى چیزایی از و درباره علی درستکار |
اميدكه پيش رويمان هرچه هست و خواهد بود سعادت وسلامت و عزت و حسن و كمال باد! براى خودهامان و براى نفرنفر اطراف مان!
سال ٩٦ برايتان بهترومباركتر ازهميشه ومبدأ خيرهاى فربه تر و بنيادى تر باد
سلام؛ بنا به اصرار دوستى بالغ و رسانه اى پس از مدتى دراز، صفحه اى اينستاگرامى زدم؛ برايش برنامه هايى دارم كه اميد دارم دور از شياطين و شيطنت ها بشود كارهايى كرد خداپسند و بالنده: @alidorostkar_tv
هداياي بچه هاي هنگام امروز داده شد.
هدايا شامل
كتاب هاي كمك درسي
كتاب هاي خطاطي
خمير بازي
ماژيك
(براي بچه هاي چند خانواده نيازمند) عروسك و ماشين
(و براي يك دختر سه ساله) عروسك
سپاس براي همراهى هاى همه شما
سلام؛ اززمانى كه يا للمسلمين نوشته شد اين جا، حدوداً هشتصدهزارتومن به ما رسيد كه بخشى به قشم فرستاده شد كه يك شنبه دوشنبه به جزيره هنگام و بچه ها رسيده؛ فرستنده براى من نوشته اند: اجناسي كه خريداري شده بردن هنگام؛ ميخوان تو مسجد بدن به بچه ها؛ چند روزي طول ميكشه؛ انگار شرايط رفتن به مسجد مهيا نيست فعلا؛ برسه به دستشون اطلاع ميدم؛ بخشى ديگر از جمله سيصد تومن آخرى ماند براى عيد نوروز بچه ها😋
سلام!
به تازگى، آشنايى ازجزيره قشم برايم نوشت:
«به جزيره «هنگام» رفته ام؛ در مدرسه اى دانش آموزانى ديدم كه نسبت به سنشان ضعيف و ريزه اند و از فقر مى رنجند؛ وقتى براى آنان قلم رنگى و دفتر بردم انگار دنيا را گرفته بودند! هى مى پرسيدند: دوباره كى مى آيى؟! با توافق ناظمشان قرارست هر از گاهى چيزى برايشان تهيه و ارسال كنم؛ اگر كسى مى خواهد همراه شود خبر دهيد!»
اگر هستيد، اين جا خبرم دهيد!
اجرتان با مُجزي الحسنات و ماحي السيئات!
(لطفا آمادگى خود را خصوصى ننويسيد تا بتوانم جواب بدهم؛حتى الامكان هم اى ميل بفرستيد كه شماره كارت را خصوصى بگويم!)
بربود دلم در چمنی سرو روانی
زرین کمری سیم بری موی میانی
خورشیدوشی ماه رخی زهره جبینی
یاقوت لبی سنگ دلی تنگ دهانی
عیسی نفسی خضر رهی یوسف عهدی
جم مرتبهای تاج وری شاه نشانی
شنگی شکرینی چو شکر در دل خلقی
شوخی نمکینی چو نمک شور جهانی
جادوفکنی عشوه گری فتنه پرستی
آسیب دلی رنج تنی آفت جانی
بیدادگری کج کلهی عربده جویی
شکرشکنی تیرقدی سخت کمانی
در چشم امل معجزهٔ آب حیاتی
در باب سخن نادرهٔ سحر بیانی
كى زلف و رخ و لعل لب او شده سعدی
آهی و سرشکی و غباری و دخانی
اعتماد كن به او كه بى آن كه تو باشى و حواست، تو را به زيبايى آراسته و روزى و عزت داده!
اعتماد كن به او كه از قبل، دارنده همين قدرت و شوكت و مكنت بوده، حالا هم هست، بعدا هم همين طور!
اعتماد كن به او كه وجود و اقتدار او نه به بود پادشاهى مرتبط است نه به نبودش و نه به عزل و نصبش!
خود را به استخدام او در آر كه هميشه مى پايد و مى پايد!
…
و به جز او، جز به آنان كه خود او فرموده، نه! اعتماد مكن! نكن! نكن! … آن ها اعتمادكردنى نيستند كه نيستند!
سلام؛ بر اساس توافق و قولى كه مدير گروه معارف شبكه يك تلويزيون با ما كرده و به ما داده اند، از دوشنبه ١٢مهر تا ١٢شب، حدود ساعت ٢٣، برنامه اين شبـ ها پخش مى شود؛ موضوع بحثـ ها زير عنوان كلى «قول ثابت» خواهد بود؛ اين، همان اصطلاح عاميانه ماست كه: فلانى سرش بره قولش نمى ره! اميد كه مرا بپروريد!🙂
*بپاييد؛ مراقب باشيد
شهد شراب فطر گواراى جام جانتان و مايه قوام و دوام نورانيت رو و توى شما!🎉💐😝💐🎉
انتساب وجودى و روحانى آن به توست؛
وجه ديگرش اما
بهانهى و ارج بخشى از سوى من نسبت به ديگرانست!
چه بسيار كه به من توصيه به بذل توجه و مال و قدرت و هر چه تو به من بخشيده اى كرده اى!
مى دانم كه بايد به غير خودم هم بنگرم
و مى دانم كه -اساساً- پاره اى از كمال و تكامل
و بخشى از پهنه وجودى من،
همين مراقبت از ديگران است؛
همين نماندن در خود و چاه خود است!
…
به تمام على و كمال علوى نگاه كنم!
مرا چه گونه خواندهای که این چنین ستارهام به عرش میکشد
فرشتهام به رشک میبرد - هرزمان -
و دل خیال عالمی دگر مىکند
در آن بلندپهنهای که خواب برده بودم
چه نغمه خواندهای به لالايی من که تاب میخورد هنوز
پردههای تار جان من از آن نوا
مرا بخوان
دوباره
آن چنان که خاک گُل کند
مرا بگوی چنان که آفتاب
طلایهدارعرشهام شود
مرا بگیر - از این درازخواب -
که تنگ گشته دل در هوای یک سلام …
▪️قطعه اى از على كمالى؛ دی ماه٩٤؛ به قول خودش: گويا پس از یکی از شبهای روحانی سیم و زر که به قول امیرخسرو «در آن شب خدا خود میر مجلس بود».
اکنون
"زمرد" تراش تو در این هیاهوی "بدل" چه مى درخشد!
... و تن افتان و خیزان من
در امید رسیدن به آن
چه دست و پا می زند!
گیرايی تلألؤ سبزینه اش
از خود چه بی خودم می کند
تا بفهمم:
که هستم؟ چه هستم؟ و چه را هستم؟
در پی اش می مانم
تا شاید تاجی از "زمرد" بر سرم نهى!
تا برانم مار جوهرشكارم را!
تا بدانم قدر گوهرشناسم را ..
نشانده و نشسته در رديف حكمت و صنعت تو
در بازار آفرينش!
چنان آراسته و پيراسته اى كه هيچ زرگرى توان ارج گذارى ندارد!
از آن ميان
به زمرد خويشِ خود كه مى رسم
به ژرفاى تقويم احسن كه مى نگرم
به بلنداى تسويه اى مى رسم كه آن را بستر نفخ روح ات قرار داده اى
و درمانده و وامانده
راهى جز هم نوايى با خودت نمى بينم كه
مبارك باد
بگويم:
فتبارك الله أحسن الخالقين!
همین که «فقط» وقتی «مرا» آفریدی
خود را تحسین کردی
«مکرّم» شدم!
…
ای آفریدگار جلیل و کریم!
برای من همین فخر و افتخار بس
که آفریده ی «تو»ام..
برای من همین فخر و افتخار بس
که پرورده ی «تو»ام..
خدای بزرگ!
زمرد وجود مرا
«خود» پاس بدار
چونان که «تو» دوست مى داری
چونان که «تو» بپسندی...!
جمال هر غروب
پهناى هر نسيم
ژرفاى هر دريا
بلنداى هر درخت …
و
شكوه هرپلكى كه مى زنى
عظمت هر نفسى كه مى كشى
ارج و بهاء تو كه سلطانِ مكرٓمِ خلقت از سوى آفريدگارِ حكيمِ آنى را سزا چيست؟
زمـردِ وجودِ تو را قدر و ارج چيست؟
✔️ زمـــرد! ماه مبارك رمضان امسال- هر شب- ساعت٢١- شبكه٤- شبكه دانايى!
سلام؛ ان شاءالله در هرشب ماه مبارك رمضان٩٥با كار جديد «زمـــرّد» روى شبكه ٤ تلويزيون از ساعت ٢١-٢٢ خدمتتان خواهم بود؛ در اين برنامه ها هر بار با حضور چند نفر از يك عالم دينى، يك استاد دانشگاه، يك اديب و يك شاغل آزاد از هنرمند تا كاسب درباره بعضى از مسائل روزمره و جارى جامعه گفت و گو مى كنيم و راه و روش پسنديده تر تعامل باهم در زيست اجتماعى را مى آموزيم؛ بنياد برنامه بر توجه بيش تر به اهمنيت مسائل به ظاهر ساده اى است كه اغلب، بى آن كه بدانيم، ما را مى فرسايد و خيلى وقت ها سبب سقوط ما مى شود؛ اميد دارم به مذاقتان خوش آيد و قبول حق و خلق و براى همه ما مفيد و كمال بخش باشد.
رمضان براى همه شما خجسته و پرنور!
ي درد دل خيلى بزرگ که فکر کنم حرف خيلى از يزدياى شهرنشين بدون جايى در روستاست و اگر انتشارش بديد خيلى ممنون ميشم؛ شايد سبب خير شديم؛
ما نزديک يک ساله كه طبيعت گردى رو شروع کرديم اما در اين يک سال عوض تلطيف روح از نگاه هاى خشن و تند بعضى از روستاييان، بسيار آزرده خاطر شديم! برخلاف اين كه ميگن يزديا مهمان نوازن فکر مىکنم اين حرفا تو اين دوره و زمونه بيشتر جنبه اغراق و تمثيل رو براى بعضى يزديا داره؛ ديده شده بعضى از همشهريان يزدى به خصوص بعضى از روستاييان عزيز ازين قاعده مستثنى هستند! چندى پيش به علت کويرى بودن يزد، نياز به چشمنوازى طبيعت زيبا و سرسبز و براى تلطيف روح، وارد سلطانب از توابع تفت شديم؛ نميدانم قضيه روستايى و شهرى بودن، يک نژادپرستى بوده و ما خبر نداشتيم يا خير! به هر صورت دراين سفر آخر، پيرمردى از روستاى سلطانب كه در بالاى رودخانه، مشغول آب رسانى به زمين هاش بود با ديدن ما با کنايه هاى بسيار فجيع و نفرين هاى سهمگينى، کل شهرنشينان را به باد ناسزا گرفت؛ ناسزا اعم از فلان فلان شهرى تا الهى کمر شهرى ها بشکنه و ديگه نتونن بيان اين جا و.... و....! حتى اين پيرمرد، مراعات نزاکت و ادب در حضور خانواده را هم نکرد! البته مثلا منظورش تيکه انداختن و به در بگو ديوار تو بشنو بود!
اين عمل او براى من و همراهانم بسيار سخت آمد؛ در صورتى که من و امثال ما هيچ گونه مزاحمتى براى او و ساير روستاييان نداشتيم؛ به قدرى از سخنان و اعمال و رفتار بعضى از ييلاق نشينان در اين مدت آزرده گشتيم که ديگر حتى منطقه اى مثل بهشت هم اگر در آن حوالى باشد براى ما جذابيت ندارد.
چقدر پسنديده بود که همه ما انسان ها قدرى باهم مهربانتر باشيم و نژادپرستى و تعصب بيجا را کنار بگذاريم؛ کمتر دل کسى را به راحتى بشکنيم و بيشتر توجه كنيم؛ يادمان باشد كه خدايي هم در اين نزديکى است که به اراده او برکت و سرسبزى و آبادى به زمينى داده شده و اگر او بخواهد نعمت ها را ميدهد يا ميستاند.
تا توانى دلى به دست آور
دل شکستن هنر نمى باشد!
اجر همه با خدا!
http://sharghdaily.ir/News/93727/لطفا-این-مصاحبه-را-تا-انتها-بخوانید
همشهرى محله هم كمى پيش تر اين مصاحبه را زده:
http://www.mahaleman.ir/detail/news/9849
عزتتان فزاينده
سلام؛ ولادت حضرت زهرا سلام الله عليها و روز زن و روز مادر خدمت عموم شما و مخصوصاً خدمت بانوان لطيف شريف همراهمان خجسته باد! الهى كه سال ٩٥ براى همه شما سالى برتر و بالاتر از همه سال هاى پيش باد! از هم جوشى همه شما كه سال گذشته و همين حالا هم گرمى مى دهيد به من به هم و به جوش شيرين، تشكر مى كنم و از خداى كريم مى خواهم پيوسته زير باران هدايت و عنايت و كرامتش تازه اتان بدارد و براى همگى، حسن عاقبت و عزت فزاينده مقرر و مقدر بدارد.
كوچيك همه شما
جوشتون شيرين و سوزتون سودآور!
مهرم به شماها باقى نگاهم به چشم هاتان جارى است😊
سلام؛ مدتى است در انديشه مطلبى جديدم اما نمى شد كه بشود! حتى در ذهنم گشت كه به اين همه لطف و نظر حسن شمايان دارم بى احترامى مى كنم اما خدا مى داند مضايقى هم دارم كه گيرم مى اندازد! با اين حال - شكر خدا- زير بارانتان هستم؛ از جمله، مطلبى را كه «مهرآيين» عزيز اخيراً باريد و به شوقم آورد را برايتان مى نمايم تا با هم روى آن فكر كنيم و تبادل نظر؛ بسم الله:
«آرامش را فقط در توکل به الله جست و جو کن..
به یک جايى از زندگی كه رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد..
به یک جايی از زندگی که رسیدی می فهمی آدم ها در زندگی، زود پشیمان می شوند!
گاهی از گفته هایشان!
گاهی از نگفته هایشان!
گاهی از گفتن نگفتنی هایشان!
و گاهی هم از نگفتن گفتنی هایشان!!
به یک جايی از زندگی که رسیدی، می فهمی بهترین درس ها را در زمان سختی آموخته ای! و دانسته ای «صبوربودن»، ایمان است؛ خویشتن داری عبادت؛ و خندیدن، نیایش!!
به یک جايی از زندگی که رسیدی، می فهمی برای رفتن، وقت هست؛ باید «بودن» را تاب بیاوری! به یک جايی از زندگی که رسیدی، می فهمی باید نگاهت را به بالا بدوزی تا دلت از آدم های این پایین نگیرد! ...»
از او و شما ممنونم! 🌹😊🌹
سلام؛ پناه به خدا! همين تازه تازه بود كه به سبب لطفى جديد از خداى لطيف به ذهنم رسيد كه «بابا! مرد حسابى! «اين شب ها» كه ناگهان از دستت رفته به دليل گناهانى است كه مى كنى! كژى ها و گناهانى كه مخصوصاً مرتبط به فضاى برنامه و عملاً كفران عزتى است كه از اين برنامه به دست آورده اى!!…؛ مشكلات و اشكالاتى كه مي گــويـنـد و احـيانـاً مى بينى، نكته انحرافى و بازى است!! برو در كار خود شو و به توبه اى نصوح و واثق، غسل طهارت كن! برخيز و حالا ديگر در آستانه پنجاه سالگى از خدا و خلق و خويش شرم و حيا كن و «آدم» شو!!»؛ … .
خواستم شما هم بدانيد و براى تطهير و مصونيتم از هر پلشتى، تمناى خير كنيد.
پناه به خود خدا از شر خود خودم!
الله اكبر! سبحان الله! چه قدر آدم، بزرگ است! عجب عالـَمى است آدم! راست گفته اى كه «از» روح «خود» در ما دميده اى!
چرا وقتى چنين است، از آن چه نزد توست و از توست بهره مند نباشيم؟!
وقتى از روح تو بهره داريم، از قدرت خلق و آفرينش، از قدرت علم، از ديد، از شنيد، از ذهن، از تخيل، تصور، تفكر، تعقل و هزار هزار توان ديگر كه در تو هست، بهره برده و سهم داريم؛ چرا نه؟! سهمى داريم؛ البته؛ قدرى داريم؛ و البته كه تو مصدر بى كرانه و بى اندازه و بى شمار صفات و اسمائى؛ اما اين طور كه مى بينيم و مى فهميم، همه را در جام ما هم چكانده اى؛
ولىّ بزرگ تو و قدوه سترگ ما، ابوالحسن على بن ابى طالب -عليه السلام- چه ژرف فرمود: «أتـَزعـَمُ أنّـَك جـِرمٌ صغيرٌ و فيك انطـَوَى العالـَمُ الأكبرُ»؛ (آيا مى پندارى چيزى خردى و حال آن كه جهانى بزرگ تر در تو نهاده!).
…
واى خداى بزرگ! چه مى بينى وقتى در حريم امن خود، هزار هزار قتل وستم مى بينى؟!
خدايا چه خواهى كرد با آدم امروز و اين همه قدرت و تجهيز و آن همه رذالت ها و ستم گرى هاى ما!؟!
…
خداى عزيز ما! ما را در اين دوران تكامل معاصر، پيوسته در مسير حق و كمال مطلوب خود بدار! خدايا! رهايمان مفرما! خدايا! آمين!
سلام؛ بنا شده - بى حرف پيش و به اميد خداى بزرگ- از شب اول محرم تا سيزده شب از ساعت ٢٢ برنامه «وارث» داشته باشيم؛ در اين برنامه ها كه ان شاءالله زنده خواهد بود، خاست گاه قيام حضرت سيدالشهداء - عليه السلام- به شكلى تحليلى و از نگاه عالمان برجسته اسلامى تحليل مى شود؛ اميد بالايى دارم كه خدا راضى باشد و از سوى شما نيز پسند بشود.
http://isna.ir/fa/news/94072113504
صلوات خدا بر وارث انبياء عظام و رحمةالله و بركاته!
و سلام بر شماها كه چه قدر خوبيد!
سلام؛ كليپى از من به طرز وسيعى داره پخش مى شه كه توضيحاتى لازم داره كه فارس و بعضى ديگر داده اند و خودم هم در قالب پيامى كوتاه تنظيم كرده ام و از دوستانى كه اونو روى موبايلاشون دريافت مى كنن خواهش مى كنم در پاسخ اين متن كوچك رو قربةالى الله جواب بدن:
على درستكار مى گويد:
قاعدتاً دليلى براى منع كار من براى راديوتلويزيون وجود ندارد؛ الان هر دوشنبه ساعت٢١راديوجوان، «آبى روشن» دارم و همزمان در حال مذاكره با شبكه هاى١-٢و٤ براى كارجديد هستم؛ اين كليپ هم مربوط به٢٠آبان٩٣هست و ناقص! كامل آن اينجاست:
aparat.com/v/2Fg7O
لينك فارسم اينه:
.farsnews.com/13940705001684
ازتون ممنونم
همه ازخداييم وبه خدابرميگرديم!
حوادث امسال مكه عزيزى كه هنوز هم مشرف نشده ام، مرا به حادثه آتش سوزى سال ١٣٥٤ در آن جا برد؛ سالى كه از جمله دايى محترم مادر عزيزم حج مشرف بودند و در بازگشت از مشاهدات عينى خود مى گفتند!
اين حوادث مخصوص دوران اين سعودى هاى امروز نيست؛ بارها زير مديريت اينان، بلاها به سر حجاج بى دفاع آمده و حالا اين شكل فجيع و تكان دهنده آن!!!
…
كلام و قلم در بيان آن چه در اين ميدان مى بيند و مى فهمد، زير تأثير درد حاصل، درمى ماند!
به عرض تسليتى صادق و صافى به بازماندگان دل شكسته حاجيان درگذشته، تمناى شفاى عاجل و خير وكامل براى آسيب ديدگان و استدعاى نجات دين و متعلَقات اسلامى از وجود ناشايستگان و ناشايستگان اكتفا مى كنم! اين جا همين بس!
دردهاى الهى مان باقى!
|
|
BLOGFA.COM |
|